یلدای برفی

صبح با پسرجان آمدیم به باغ. همسرجان و دخترجان را هم رساندیم به باشگاه که در مسابقات ووشو شرکت کنند. به جای وانت شاهین را برداشتیم. امروز لازم بود زود برویم و زود برگردیم و وانت کندتر از شاهین عمل می‌کند.

   به باغ که رسیدیم برف خوبی روی زمین نشسته بود. اول رفتیم سراغ میلورم‌ها. به پسرجان آموزش دادم که چه کار می‌کنیم. نشست الک‌های چوبی را سرهم کرد و مقداری هم الک کردیم. بعد رفتیم سراغ پرندگان و آب و دان و برگ کاهو برای‌شان گذاشتیم.

   بعد رفتیم توری‌های فلزی که زیر برف در حال زنگ زدن بودند را آوردیم داخل قفس بزرگ. به خاطر نداشتن دست‌کش پسرجان اذیت می‌شد. یادم افتاد یک جفت دست‌کش خوب در ساختمان داریم. فرستادم‌اش رفت پوشید و آمد تا بتواند این کار را تمام کند.

    آخرین کاری که کردیم و کلی وقت و انرژی گرفت هم پایه گذاشتن برای اطراف محدوده کپسول‌های گاز و سقف زدن با کمک یک ایرانیت بود. در آخر هم یک پلاستیک که در باغ بود را روی کپسول‌ها کشیدیم تا زود یخ نزند. اول فکر می‌کردم با هبلکس بهتر انجام می‌شود ولی بیشتر که فکر کردم دیدم هبلکس‌ها دورتر از بلوکه‌های سیمانی هستند و با همان بلوکه‌ها کار بهتر انجام می‌شود. پس دست‌به‌کار شدیم و تا این کار را تمام کنیم تقریبا هوا تاریک شده بود.

[ویدیوی سقف زدن روی کپسول‌ها]

   شب هم مهمان مامان بودیم. برای شب یلدا هر کسی می‌خواست جایی برود و مامان هم تصمیم گرفت جلوتر یلدا بگیرد و ما را دور هم جمع کند. برادرجان آن طرف حیاط خانه‌اش کلی خرج کرده و سقف زده بود و فضایی حدود ۴۰ یا ۵۰ متر را مسقف کرده بود. قشنگ شده بود و با کرسی‌ای که گذاشته بود، جذاب‌تر به نظر می‌رسید. دور هم نشستیم و فال حافظ گرفتیم و خوش گذشت. غیر از آن هم همه بازی کارتی می‌کردند که برای من جذاب نبود و نشستم به پیام‌های کاربران اینستاگرام ققنوسی‌نو جواب دادم.

[ویدیوی یلدا مبارک]

   شب برف سنگینی می‌بارید. پیشنهاد شد که شب بمانیم. من از ابتدا که وضعیت را دیدم، ماشین را نزدیک خیابان پارک کردم. چون جلوی منزل مادرجان یک شیب تند لااقل ۵۰ درجه وجود دارد و سرخوردن از آن همان و شیرجه زدن توی خیابان و تصادف همان. دیدم برف همین‌طور دارد می‌آید و نمی‌شود ریسک کرد. خلاصه کنم که ۱۰ شب جمع کردیم و برگشتیم خانه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی