خرید بخاری ژاپنی

امروز کار زیاد دارم. باید بروم بخاری ژاپنی بخرم. کپسول گاز را پر کنم. برای موج بارانی که در راه است، آمادگی‌های لازم را بکنم. جفتگاه کبوترها را حسابی تمیز کنم و از این کارهای تمام نشدنی. راستی باید نان‌خشک هم بخرم و با باکتری ترکیب تغذیه‌ای مناسبی برای مرغ‌ها درست کنم.

   حساب کردم اگر بلدرچین‌ها را هم بکشم، و مرغ و خروس لاری را هم بفرستم به قابلمه، فقط چند مرغ و خروس می‌مانند که تعداد کمی دارند و قابل مدیریت هستند. این طوری هزینه‌ها هم کاهش پیدا می‌کنند. بعد کافی است وقت بگذارم برای قفس و همه‌چیز را سر جای مناسب خودش بگذارم. آهسته‌آهسته و خیلی کند دارم پیش می‌روم و این‌چنین لاک‌پشتی پیشرفتی در کار نیست.

    صبح زود چای دم کردم تا صبحانه را زودتر تمام کنم و بروم سراغ خرید بخاری ژاپنی. در بازار هر چه چرخیدم قیمت‌ها بالاتر از تصور اولیه من بود. فکر می‌کردم با حدود ۵ میلیون تومان بشود یک نمونهٔ کوچک خرید، ولی قیمت‌ها از ۷ میلیون به بالا بودند. نکتهٔ دیگری که فهمیدم این بود که با این پول هم می‌شود یک نمونه خرید که حداکثر برای ۲۰ متر مربع مناسب است. این یعنی برای فضای مناسبی در حد ساختمانی که در ققنوسی‌نو داریم، باید لااقل یک نمونه با توان ۳۵۰۰ یا ۴۰۰۰ خرید. برای چنین توانی هم باید لااقل ۱۱ میلیون هزینه کرد.

   خیلی گشتم و انواع مختلف را زیر نظر گرفتم. تحقیقات خرید بخاری ژاپنی تا نزدیک ساعت ۱۲ طول کشید. در نهایت از یک فروشنده در محدوده خیابان گاز به صورت تلفنی یک نمونه قابل‌قبول انتخاب کردم. مدل تقریبا ۲۰۰۶ با توان ۴۰۰۰ که به گفته فروشنده خیلی تمیز است و اگر نخواستید بیعانه را پس می‌دهیم. موارد دیگری که در محدوده پیامبر اعظم، خیابان سید رضی و خیابان معلم یا در سایت دیوار پیدا کردم و یا زنگ زدم گران‌تر و کم‌کیفیت‌تر بودند. حالا باید دید این نمونه چطور خواهد بود. طبق گفته فروشنده LPG فابریک دارد که گزینه مهمی است برای ما که در باغ باید با کپسول گاز را تامین کنیم. قرار شد از انبار بیاورد و فردا بروم تحویل بگیرم. فعلا ۵۰۰ هزار تومان بیعانه زدم تا فردا بروم ببینم چه خبر است.

   بدون معطلی به سمت باغ حرکت کردم. تقریبا ساعت ۱۲ و نیم به مجموعه رسیدم. همان اول دیدم گاز تمام شده و سریع کپسول گاز را بردم و از نمایندگی یک کپسول جدید گرفتم. به نماینده شرکت گاز هم گفتم رفته‌ام توی کار میلورم و اگر کسی خواست من را معرفی کن. آدمی با روابط عمومی بالاست و با این که نمی‌دانست میلورم چیست ولی مطمئن هستم می‌تواند چند مشتری برای من بفرستد.

   وقت نهار خوردن نبود. خانه هم خیلی سرد بود و انگار گاز الکی می‌سوزد. سوسک‌های میلورم هم کند حرکت می‌کردند که مشخص بود سرما بر آن‌ها تاثیر گذاشته است. از وضعیت آن‌ها یک ویدیو گرفتم که کلی بازدید خورد.

[ویدیوی سرد شدن میلورم‌ها]

   رفتم به پرندگان غذا دادم. حالا کبوترها حالت دستی به خود گرفته‌اند و از وقتی که از در باغ وارد می‌شوم، صدای بال زدن‌شان را که دنبال غذا می‌آیند، می‌شنوم. وقتی هم وارد قفس می‌شوم، می‌بینم که همه کبوترها آمده‌اند دم در و منتظر غذا هستند. لحظات جالبی است که باید یک ویدیوی قشنگ از آن دربیاورم.

   بعد از غذا دادن به پرندگان باران نرمی هم شروع شد. آمدم داخل و نشستم پای سیستم که با پیامی نگران‌کننده در اینستاگرام مواجه شدم. یکی از کاربران نوشته بود تعداد سوسک در ظرف‌ها خیلی زیاد است و باید ۵۰۰ تا باشد. خب من چیزی بیش از ۸۰۰۰ سوسک در هر ظرف داشتم که خیلی خیلی بیشتر از این آمار بود. هر چه حساب کردم دیدم جور درنمی‌آید. به فروشنده پیام دادم که گفت باید هر ظرف حلواشکری را به ۵ ظرف تقسیم کنم، چون تعداد زیاد در هر ظرف فقط برای حمل بوده و اگر این همه سوسک کنار هم باشند، تلفات ایجاد می‌شود.

   انگار برق من را گرفت. خب این همه هزینه کرده بودم و حالا چه کار باید کرد؟ این تعداد ظرف مناسب هم نداشتم و شب هم شده بود و باران هم می‌بارید. اولین فکری که به نظرم آمد این بود که از آکواریومی که به تازگی خالی کرده بودم، استفاده کنم. پس کف آکواریوم سبوس ریختم و مقداری از سوسک‌های میلورم را داخل آکواریوم گذاشتم. ولی هنوز دو ظرف دست نخورده پر از سوسک باقی‌مانده بود و ظرفی که تا حدی خالی شده بود هم باید به دو ظرف تقسیم می‌شد. دردسری شده بود که نه سطل پلاستیکی به اندازه داشتم و نه این ساعت شب می‌شد ظرف حلواشکری جور کرد. اول به ذهن‌ام رسید بروم در گلبهار از سوپری‌ها ظرف حلواشکری خالی شده بگیرم که دیدم عملی نیست و اصلا مشخص نیست به آن اندازه ظرف خالی داشته باشند. حتی به فکرم رسید بروم سراغ پلاستیک‌فروشی‌ها و ظرف مناسبی جور کنم ولی دیدم این کار هم حرفه‌ای نیست و ممکن است ظرف‌هایی که می‌گیرم دیگر به کار دیگری نیایند و مناسب هم نباشند.

   حالا فقط یک فکر عملی به ذهن‌ام رسید. پس رفتم وان پلاستیکی که در حیاط خاک می‌خورد را با هر زحمتی بود کشان‌کشان آوردم دم در ساختمان. این وان را برای پرورش ماهی خریده بودم و مدتی هم جوجه‌ها در آن نگهداری می‌شدند اما حالا چند ماهی بود که گوشهٔ حیاط خاک‌می‌خورد. وان خیلی خاکی و کثیف شده بود. شلنگ را برداشتم و با یک کهنه تا می‌شد آن را دستمال کشیدم و گل و خاک روی آن را شستم. می‌دانستم که خیلی تمیز نمی‌شود ولی نگران نبودم که برای میلورم‌ها مشکلی ایجاد کند. آن‌ها در برابر بیماری مقاوم هستند و فقط مهم بود که وان پلاستیکی آن‌قدر تمیز شود تا فرش‌ها را کثیف نکند.

   بالاخره وان را با احتیاط بردم داخل. بزرگ بود و به ورودی در گیر می‌کرد. اول می‌خواستم آن را در هال پذیرایی بگذارم. ولی دیدم خیلی بدفرم است و منظره بدی دارد. رفتم اتاق را اندازه گرفتم که خوش‌بختانه مناسب آن بود. ولی به راحتی وارد اتاق نمی‌شد و به مبل دم در گیر می‌کرد. بالاخره آن را با کلی احتیاط بردم داخل. حالا مسئله پر کردن بستر آن بود.

   در حیاط مقداری خاک‌اره داشتم. با خودم گفتم اول خاک‌اره را پهن کنم و روی آن را سبوس دامی بریزم. خاک‌اره‌ها آفتاب خورده بودند و کیسه پلاستیکی آن هم پاره شده بود. دست که می‌زدم پلاستیک پاره می‌شد. پس مجبور شدم بروم یک سطل بزرگ بیاورم و در چند نوبت خاک‌اره را داخل آن بریزم و در وان پلاستیکی خالی کنم. اما همان اول متوجه شدم که مشکلی وجود دارد. بعضی از قسمت‌ها خاک‌اره به شکلی تارعنکبوت‌زده به هم چسبیده بودند. مقداری هم تکه‌های سیمان‌سفید سفت شده و چوب یا شاخه و غیره در آن بود. آن‌ها را با دست جدا کردم و خاک‌اره را با کمک جارودستی پهن کردم. اما متوجه شدم حجم خاک‌اره خیلی زیاد است و خیلی بیشتر از حجمی که برای تخم‌گذاری سوسک لازم است، در کف وان پلاستیکی پهن شده است.

   رفتم کیسه سبوس دامی را آوردم. این در واقع گندم‌نرمه‌ای بود که از کارخانه آرد خریده بودم و حجم بسیار زیادی سبوس داشت. ابتدا گفتم الک کنم و گندم‌ها را خارج کنم. ولی خیلی زود منصرف شدم چون کار وقت‌گیری بود و در خانه هم خیلی گردوغبار پخش می‌کرد. پس کل خاک‌اره‌ها را یک طرف وان گذاشتم و سبوس‌ها را طرف دیگر ریختم. خوب شد چون سبوس خیلی بود و نیازی به خاک‌اره نبود. خاک‌اره‌ها هم خیلی خوب نبودند و بهتر دیدم آن‌ها را جمع کنم و فقط سبوس را در بستر پهن کنم. پس خاک‌اره‌ها را در همان کیسه‌ای که سبوس‌ها در آن بود ریختم و سبوس‌ها را پهن کردم. باز هم زیاد بود و عمق بستر خیلی بود. مقداری از روی آن برداشتم و یک جارو کشیدم که هم‌سطح شوند و تازه این قسمت اول ماجرا بود.

   کار بعدی تقسیم کردن سوسک‌ها بود. طبق اندازه‌ای که گرفتم وان پلاستیکی برای دو ظرف پر از سوسک کاملا کافی است. سوسک‌های دو ظرف را به طور کامل به وان پلاستیکی منتقل کردم و بقیه سوسک‌ها را هم سطل‌های پلاستیکی که از قبل داشتم سازماندهی کردم. کلی وقت برد تا همه‌چیز تقسیم‌بندی شود. اما نتیجه خوب بود.

   حالا تازه وقت غذا دادن بود. برای همه‌شان برگ کاهو گذاشتم. فکر نمی‌کردم اینقدر طول بکشد ولی در عمل این کار تا ۹:۳۰ شب طول کشید. خدا را شکر کردم که امروز بدون برنامه‌ریزی خاصی تصمیم گرفتم شب بیایم در باغ بمانم. عوامل دیگری هم دخیل بودند. مثلا  این که میوه‌فروش سر کوچه گفت برگ کاهو بعد از این هست و هر چقدر خواستی بیا ببر. یا وان پلاستیکی که چند ماه بود گوشه حیاط خاک می‌خورد. حتی سبوس دامی که فکر می‌کردم به درد نمی‌خورد  حالا به یک ابزار جدی تبدیل شد.

[ویدیوی جابجایی میلورم‌ها]

   وقت شام خوردن هم پیدا نکردم و با چای و بیسکویت سروته قضیه را هم‌آوردم. کمی هم نشستم پای مشاوره با هوش مصنوعی و از Chat GPT در مورد پرورش سوسک میلورم سوال کردم. توضیحات بسیاری نوشت که مهم‌ترین‌اش که نمی‌دانستم نیاز به کنترل جدی رطوبت بود. رطوبت بالا تلفات ایجاد می‌کند و باید مراقب خراب شدن و کپک زدن غذاها بود که به میلورم‌ها آسیب می‌زنند. قسمت جالب ماجرا آنجا بود که حجم سوسک زنده را به هوش مصنوعی دادم تا برنامه کاری بدهد و محاسبه کرد که حدود ۲۰۰ باکس لازم دارم. همچنین محاسبه هوش مصنوعی نشان می‌داد که هفته‌ای ۱۲ تا ۱۸ کیلو محصول تولیدی خواهیم داشت. البته به نظر می‌رسید که این محاسبه بر اساس کرم زنده است و برای تبدیل به محصول خشک به یک سوم کاهش پیدا می‌کند که باز هم عدد خوبی است. حالا خیال‌ام راحت شد که این همه هزینه کردم و این مجموعه را ساختم، می‌شود آن را به درستی و اصولی درآمدزا کرد. نور امیدی بود در تاریکی این روزها.

   نکتهٔ دیگری که متوجه آن شدم سرد بودن پانل‌های پکیج بود. با هواگیری بهتر شد ولی هنوز هم فکر می‌کنم به خوبی کار نمی‌کند و گرمایش داخلی مشکل دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی