حرکت به سمت مشهد
صبحانه را در ورودی شهرستان سرخه خوردیم. استاد غمخوار و پسرجان املت خوردند و من نیمرو سفارش دادم. به این علت که معمولا املت را با رب آماده میکنند و به نظرم به کبد فشار زیادی میآورد و تازه چندان خوشمزه هم نیست.
[ویدیوی املت در سرخه]
بعد از آن هم به سمت مشهد حرکت کردیم. نهار را نزدیک سبزوار خوردیم. اکبرجوجه سفارش دادیم که چسبید. البته جوجههایش اینقدر کوچک بودند که باید میگفتیم اکبر جوجو.
[ویدیوی اکبر جوجو]
در یکی از توقفها ویدیوی کامیونی که تصادف کرده بود را در اینستاگرام منتشر کردم و شر شروع شد. کلی کامیوندار و راننده سنگین و غیره و غیره آمدند ریختند توی یادداشتها اعتراض کردند که نباید منتشر میکردی و به تو چه و مگر بدبختی مردم باید منتشر بشه و چه و چه. خودم هم داشتم شک میکردم که نکند کار بدی کردهام. آخرش هم شب که به خانه رسیدم، ویدیو را آرشیو کردم تا از صفحه خارج شود. در همین ساعتهایی که ویدیو در اینستاگرام دیده میشد، ۲۶۰ هزار بازدید گرفته بود. جالب کسانی بودند که معترض بودند اگر صاحب ماشین ببینه، پدر راننده رو درمیاره. ولی همین افراد توجه نداشتند که لاپوشانی راننده را دارند تایید میکنند و این کار درستی نیست.
بالاخره سر شب رسیدیم مشهد. استاد غمخوار را به منزل رساندیم و با پسرجان رفتیم خانه. جالب آن که همسرجان شاکی بود که چقدر رستوران رفتید و شورش را درآوردید. ای بابا مگر چند جا رفتیم؟
کبوترها را آوردیم داخل خانه تا استراحت کنند. آب و دان دادم و دو جفتی که در یک قفس بودند را با کمک کارتن موز از هم جدا کردم. کمی با هم دعوا میکردند که میتوانست دردسر درست کند.
یکی از دردسرهایی که پیش آمد، سوپرورمها بودند. آنها از یک پارچه که در ظرفشان افتاده بود، گرفته بودند و بالا آمده بودند و داشتند در خانه پخش میشدند. راحتی کار درشت بودنشان بود که کمک کرد سریع جمعشان کنم.
مسئله دیگر همان ویدیوی کامیون تصادفی بود که در نهایت به آرشیو فرستادم. یک جور حس بد از این ویدیو داشتم و قید بازدید زیاد آن را زدم. به خصوص وقتی یک یادداشت دیدم که طرف نوشته بود اون شخص خودش تصادف کرده اعصاباش خورده از بدهی که براش درست شده و تو هم با این کارت بیشتر داغوناش میکنی. این نظر باعث شد بلافاصله ویدیو را از اینستاگرام بردارم. گر چه یک نفر یادداشت گذاشته بود که صاحب ماشین من هستم و چیزی نشده. ولی در انتهای پیام ایموجی خنده گذاشته بود و با خودم گفتم اگر یک شوخی بیمزه باشد چی؟


دیدگاهتان را بنویسید