خاطرات

اینجا خاطرات روزمرگی‌های ققنوسی‌نو را می‌نویسم. آنچه هر روز می‌گذرد دارای نکات بسیاری است که با مرور آن می‌توانید با داستان من همراه شوید و زندگی به سبک روستایی را از میان نوشته‌ها لمس کنید و بو بکشید و با دردسرهای آن آشنا شوید.

مهمان‌های مذهبی

صبح که بیدار شدم حال‌ام نسبت به دیشب خیلی‌خیلی بهتر بود. تب رفع شده بود…

ادامه مطلب

حرکت به سمت مشهد

صبحانه را در ورودی شهرستان سرخه خوردیم. استاد غمخوار و پسرجان املت خوردند و من…

ادامه مطلب

خوابیدن در ماشین

اینقدر در ماشین خوابیدم که خسته شدم. وقتی بیدار شدم ساعت تقریبا ۵:۳۰ صبح بود…

ادامه مطلب

اولین روز مسابقات

متنصبح ساعت ۶ بیدار شدیم. اتوبوس داشت می‌رفت و ورزشکاران سریع نماز خواندند و رفتند….

ادامه مطلب
دان برای کبوترها

شروع سفر تبریز

آماده شدن برای شروع سفر بیشتر از تخمین طول کشید ولی در نهایت به سمت…
ادامه مطلب
1 2 3 4