سهمیه نفت رسید

بالاخره بعد از مدتی دست‌دست کردن، صبح نیم ساعتی ورزش کردم. با این که عادت خوبی است ولی در من جا نیفتاده و هی شروع می‌کنم و باز بعد از مدتی به حال خودش رها می‌شود.

بعد از صبحانه رفتم به سمت ققنوسی‌نو. اولین خبر بد را کله‌پزی داد که گفت سطل را دزدیده‌اند. می‌گفت عوامل شهرداری جمع کرده‌اند و برده‌اند.

   در مسیر دنبال مرکز توزیع جوجهٔ جهاد می‌گشتم که با یک گلخانهٔ تازه‌تاسیس روبرو شدم و واقعا لذت بردم. بسیار تمیز و با چیدمانی درجه‌یک بود. گل‌ها را با سلیقه چیده بودند و آدم واقعا کیف می‌کرد.

   بعد رفتم سراغ سهمیهٔ نفت که فروشنده گفت ۱۹۰ لیتر سهمیه آمده است. خبر خوبی که فردا با یک بشکه ۲۰۰ لیتری باید بروم به سراغ‌اش.

   اوضاع جوجه‌هایی که از دستگاه درآوردم کاملا خوب بود. لامپ مادر هم مشکلی نداشت و همه روبراه به نظر می‌رسیدند. این اولین بار است که جوجه‌ها را بعد از ده روز از دستگاه جوجه‌کشی بیرون آوردم. ولی اوضاع‌شان بسیار خوب است و اصلا مشکلی ندارند و حس خیلی خوبی دارد که این‌طوری دارند رشد می‌کنند.

   در مسیر از یوتیوب آموزش‌های میلورم گوش می‌دادم که چیز جالبی فهمیدم. طرف پرورش عدسک و آزولا هم داشت و در خراسان شمالی کار می‌کرد و گفت اگر خواستید بگید براتون بفرستم. ضمن این که آزمایش کرده بود و مشخص شده بود عدسک و آزولا برای رشد میلورم بهتر هستند و راندمان بهتری دارند. کور از خدا چه می‌خواهد؟ من که استخر دارم. برایش پیام فرستادم و جواب داد. حالا فقط می‌ماند هزینهٔ الکی تیپاکس که اگر آدرس درست بدهد و در مسیر سفر به تبریز باشد، به خوبی می‌توانم بروم از خودش بگیرم.

   چند روزی است بازدید از حساب اینستاگرام خیلی بالا گرفته و هر بار که اینستا را باز می‌کنم با تعدادی دنبال‌کنندهٔ جدید و پسند و یادداشت روبرو می‌شوم. پیام‌های دایرکت هم دارند شروع می‌شوند که امیدوارکننده‌تر است.

   آخرین جوجه برهما را که در خانه نگه‌می‌داشتم هم به قفس بزرگ منتقل کردم. البته چون قبلا از جوجه‌های بومی کتک خورده بود، گذاشتم فعلا در فضای آزاد بچرخد تا ببینم چه باید بکنم. حالا باید فکری به حال فروش کبوترها بکنم که زیاد شده‌اند ولی نژاد خوبی نیستند و نیازمند تغییرات جدی هستند.

   عصر با عجله رفتم که دخترجان را به کلاس ووشو برسانم. کلاه روسی را هم در باغ فراموش کردم. ولی یادم بود که بشکه ۲۰۰ لیتری را بگذارم در وانت تا فردا اول وقت، سهمیه نفت را بگیرم.

   امروز دو بار بازی Kingdom Rush گرفتارم کرد. یک مرحله بی‌پایان باز کرده که آخرین بار تا موج ۴۷ مقاومت کردم و هر بار با تغییراتی دوباره تلاش می‌کنم. امان از این سوسکهٔ بازی‌های رایانه‌ای. حالا من که مثلا اینقدر گرفتارم واقعا باید بنشینم بازی کنم؟  گاهی کودکی کردن بد نیست. ولی امروز زیاده‌روی کردم.

پاسخ دادن به سعید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

2 پاسخ به “سهمیه نفت رسید”

  1. سعید نیم‌رخ
    سعید

    دم شما گرم چقدر پرانرژی هستید